سفیدبرفی ,کارتون ,ملکه ,کریستال ,مادر ,برفی ,سفید برفی ,ملکه کریستال ,خوراک روحی

 آموزش زندگی بدون خدا با ورود سفیدبرفی به دنیای کودکان

دوران کودکی، دورانی است که آموزش در شکل گیری شخصیت انسان نقش انکارناپذیر و بی بدیلی دارد؛ در این میان کارتون ها نقش حساس و پررنگی را ایفا می کنند که بسیاری از مفاهیم، آموزه ها و عقاید از طریق آنها به ذهن و باور کودک القا می شود. بنابراین بدون شک می توان گفت به ویژه امروز کارتون ها اصلی ترین خوراک روحی و فکری کودک را تامین می کنند که باید در نوع انتخاب و گزینش آنها، پدر و مادر و مسوولان فرهنگی دقت وافری را بکار گیرند.

سفید برفی پرنسسی است که در کودکی مادر خود را از دست می‌دهد و نامادری بدجنس او به دلیل زیاده خواهی‌هایش به او حسادت کرده و او را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهد.
داستان با تولد شاهزاده خانمی آغاز می‌شود که پوستی به سفیدی برف دارد. پدر و مادر او، پادشاه و ملکه دره زمرد نام او را سفیدبرفی گذاشتند. دخترک، خوشحال و سالم در کنار "مولی" ندیمه مهربانش رشد می کرد؛ در چهارمین سالگرد تولدش، پدر و مادر او، یک توله سگ، یک بچه گربه و یک کبوتر به او هدیه دادند.
خیلی زود پس از آن، ملکه ایزابل (مادر سفیدبرفی) به بیماری سختی دچار شده و از دنیا می‌رود، شاه کُنراد با بانو کریستال ازدواج کرده، تربیت سفیدبرفی را به او می‌سپارد.

داستان این طور ادامه می یابد که پس از اینکه شاه قصر را به قصد جنگ در مقابل دشمنان ترک می‌کند، معلوم می شود که ملکه کریستال یک زن شیطان صفت، خودخواه و جاه‌طلب است. او مولی را برای همیشه مرخص می‌کند و زندگی را برای سفیدبرفی بیچاره جهنم می‌کند. بعدها، زمانی که ملکه بخاطر حسادت به زیبایی سفیدبرفی یک نقشه شیطانی برای کشتن او می‌کشد، دخترک به انتهای جنگل فرار کرده، به یک کلبه کوچک دنج پناه می‌برد. خانه به هفت کوتوله تعلق داشت که در نهایت با او دوست شده و قسم می‌خورند تا از او در مقابل نامادری بدذاتش محافظت کنند.
ملکه کریستال چندین بار سعی می‌کند زندگی سفیدبرفی را از او بگیرد و در نهایت موفق می‌شود او را با استفاده از یک سیب مسموم به خواب عمیقی فرو ببرد...

در این کارتون که به عنوان سمبلی از نمادهای الحادی و استفاده از آنها برای شیطان گرایان تلقی می شود به زیرکی جادو جایگزین خدا شده است و این انسان است که با نگاه اومانیستی خود جهان را می سازد و آن را به سعادت می رساند.
سفیدبرفی نمادی از یک زن که رهبری و هدایت جامعه را بر عهده می گیرد و دشمن او نیز یک زن (کریستال) است، اوج نگاه فمینیستی این کارتون را در روح کودکان نشان می دهد.
سفید برفی اعوان و انصاری دارد که همان کوتوله ها با گوش های شبیه درازگوش تداعی کننده نوعی از گروه جنیان در ادبیات انگلستان و کشور ولز هستند. هنوز هم داستان های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها برای بچه ها در اسکاتلند و ولز به کوتوله ها و کمک های جادویی آنها به گروهی از انسان ها می پردازد، و جای تعجب دارد که این کارتون که بارها ساخته شده و فیلم سینمایی آن با حمایت گروه های شیطان گرا به تولید رسیده  خوراک روحی کودکان است!

در این کارتون ضمن استفاده از ساحت های جادویی و نمادهایی همچون خنجر جادویی در واقع نوعی میدان دادن به قدرت های جادویی است، زیرا هر دو گروه حق که طرفدار سفید برفی هستند و گروه باطل که توسط ملکه کریستال هدایت می شوند، برای نجات پناه به جادو می برند و این در ضمیر پاک کودک اثر خود را گذاشته و در بزرگ سالی برای وی تداعی می شود.

منبع اصلی مطلب : نور دوازده
برچسب ها : سفیدبرفی ,کارتون ,ملکه ,کریستال ,مادر ,برفی ,سفید برفی ,ملکه کریستال ,خوراک روحی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : آموزش زندگی بدون خدا با ورود سفید برفی به دنیای کودکان ...